
We know how to brew

We know how to brew






راستش کسی مطمئن نیست اسمش از کجا اومده. یکی میگه صاحبش بخاطر رشته دانشگاهش 01 رو گذاشته چون فکر میکرده قهوه هم مثل برق باید یا درست باشه یا اصلا نباشه، وسط نداره. یکی دیگه میگه فقط شماره پلاک مغازه بوده و کسی حوصله نکرده عوضش کنه.
از بیرون یه جعبهی شیشهایه، همون آجرهای حموم قدیمیا رو یادته؟ دقیقا از اونا زده به کل نما. نور از تو میزنه بیرون ولی نمیتونی درست ببینی تو چه خبره، فقط سایه آدما رد میشه. شبا از دور بیشتر شبیه یه یخچال گنده نورانیه تا کافه، ولی همین باعث شده همه ازش رد بشن یه نگاه بندازن.
هر چیز مربوط به قهوه، یه یخچال برا دسرای خوشمزه و عروسکا و استیکرای باحال. باریستاها زیاد حرف نمیزنن، سرشون تو کاره. اگه بری اونجا یا باید بدونی چی میخوای، یا صبر کنی تا حسابی درستش کنن، عجله بردار نیست.
صندلیای بیرون برای یه دورهمی کوچیک چیده شدن، یه جا برای نشستن وسط رفتوآمد شب. تا 12 شب بازه چون به نظر صاحبش بهترین حرفا شبا زده میشن، نه صبح با قهوهی عجلهای قبل کار، بلکه شبا با آرامش 01.
گاهی یک شب اینجا، بیشتر از یک لیوان قهوه است.
پاییز بود، هوا سرد شده بود و برگا زرد. همون سرما بهونه شد که 01 یه ایونت راه بندازه: چندتا قهوهی سینگل اوریجین، دمآوری زنده با V60، بخار بلند شه از کتریهای گردنقو وسط اون فضای شیشهای کوچیک. کارتهای کوچیک کنار هر ایستگاه، مبدأ و پروفایل طعم رو نشون میداد؛ مهمونا خودشون میفهمیدن فرق قهوهها چیه، بدون اینکه کسی براشون سخنرانی کنه.
وسط همین جمع، زیپ اولین بار معرفی شد. فقط چندتا فنجون کنار هم، هر مهمون یکی برمیداشت و میچشید. بیرون سرد بود، ولی کسی عجله نداشت بره؛ آدما دور هم جمع بودن، از طعمها حرف میزدن. همونجا، تو دل یه بعد از ظهر پاییزی، 01 میزبان اولین قدم زیپ شد.
Simple . Honest . Well Brewed
——






























راستش کسی مطمئن نیست اسمش از کجا اومده. یکی میگه صاحبش بخاطر رشته دانشگاهش 01 رو گذاشته چون فکر میکرده قهوه هم مثل برق باید یا درست باشه یا اصلا نباشه، وسط نداره. یکی دیگه میگه فقط شماره پلاک مغازه بوده و کسی حوصله نکرده عوضش کنه.
از بیرون یه جعبهی شیشهایه، همون آجرهای حموم قدیمیا رو یادته؟ دقیقا از اونا زده به کل نما. نور از تو میزنه بیرون ولی نمیتونی درست ببینی تو چه خبره، فقط سایه آدما رد میشه. شبا از دور بیشتر شبیه یه یخچال گنده نورانیه تا کافه، ولی همین باعث شده همه ازش رد بشن یه نگاه بندازن.
هر چیز مربوط به قهوه، یه یخچال برا دسرای خوشمزه و عروسکا و استیکرای باحال. باریستاها زیاد حرف نمیزنن، سرشون تو کاره. اگه بری اونجا یا باید بدونی چی میخوای، یا صبر کنی تا حسابی درستش کنن، عجله بردار نیست.
صندلیای بیرون برای یه دورهمی کوچیک چیده شدن، یه جا برای نشستن وسط رفتوآمد شب. تا 12 شب بازه چون به نظر صاحبش بهترین حرفا شبا زده میشن، نه صبح با قهوهی عجلهای قبل کار، بلکه شبا با آرامش 01.
گاهی یک شب اینجا، بیشتر از یک لیوان قهوه است.
پاییز بود، هوا سرد شده بود و برگا زرد. همون سرما بهونه شد که 01 یه ایونت راه بندازه: چندتا قهوهی سینگل اوریجین، دمآوری زنده با V60، بخار بلند شه از کتریهای گردنقو وسط اون فضای شیشهای کوچیک. کارتهای کوچیک کنار هر ایستگاه، مبدأ و پروفایل طعم رو نشون میداد؛ مهمونا خودشون میفهمیدن فرق قهوهها چیه، بدون اینکه کسی براشون سخنرانی کنه.
وسط همین جمع، زیپ اولین بار معرفی شد. فقط چندتا فنجون کنار هم، هر مهمون یکی برمیداشت و میچشید. بیرون سرد بود، ولی کسی عجله نداشت بره؛ آدما دور هم جمع بودن، از طعمها حرف میزدن. همونجا، تو دل یه بعد از ظهر پاییزی، 01 میزبان اولین قدم زیپ شد.